از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٣٦ - كيفيت كشتن شمر ملعون امام عليه السلام را
فنزل اليه سنان بن انس النّخعى لعنه اللّه، فضرب بالسيف فى حلقه الشريف و هو يقول : و اللّه انّى لاجتزّ رأسك و اعلم انّك ابن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و خير النّاس ابا و امّا ثمّ اجتز رأسه المقدس المعظّم و فى ذلك يقول الشاعر :
|
فاىّ رزيّة عدلت حسينا |
غداة تبيره كفّا سنان |
پس سنان بن انس نخعى از اسب فرود آمد و شمشير به گلوى شريف حضرت زد و مىگفت : به خدا سوگند كه من سر تو را از بدن جدا خواهم نمود و مىدانم كه تو پسر رسول خدائى و پدر و مادرت از همه مردم بهتر هستند، سپس سر مقدس آن بزرگوار را بريد و شاعر در اينباره بدين مضمون مىگويد :
|
باشد كدام غم به جهان چون غم حسين |
روزى كه دستهاى سنانش بريد سر |
دستهاى ديگر معتقدند كه قاطع سر مطهر امام عليه السّلام نظر بن خرشه نام داشته
و مشهور بين ارباب مقاتل آن است كه شمر ملعون سر مبارك امام عليه السّلام را بريده است و وى قاتل آنجناب ميباشد
كيفيّت كشتن شمر ملعون امام عليه السّلام را
مرحوم حاج ميرزا رفيع گرمرودى در كتاب ذريعة النجاة از منتخب طريحى نقل كرده و مىنويسد :
امام عليه السّلام در وقتى كه بحالت غشوه روى زمين افتاده بودند شمر ملعون بطرف آن جناب آمد تا به نزديكش رسيد و با پاى چكمهدار به روى سينه آن حضرت نشست، امام عليه السّلام نشستن آن ناپاك را روى سينه خود حس كرد و فرمود :
يا ويلك من انت فقد ارتقيت مرتقا عظيما، واى برتو، كيستى، همانا به جاى مرتفع و عظيمى نشستهاى؟
آن ناپاك در جواب گفت : من شمر هستم .
حضرت فرمودند : واى برتو، من كيستم؟